تبليغاتX
آبی ، خاکستری، سیاه - مزایای شهرت، معایب مجازات!!!

۱- داشتم به سیستم حقوقی و جرم و مجازات فکر میکردم. به نظرم سیستم حاکم بر این قضایا واقعا از سر واکن ترین سیستمی ه که میشده در نظر گرفت . البته واقعا راه بهتری هم فکر نکنم با شرایط فعلی پیدا کرد . اما فکر کن ... مثلا در یه تصادف بین دو خودرو ممکنه خودرو سومی در کار باشه که بی احتیاطی اون منجر به تصادف شه در حالیکه نقشش نادیده گرفته میشه! یا مثلا در تصادف خودرو با عابر ممکنه این نقص فنی اتومبیل تازه از کمپانی دراومده باشه که اکثر اوقات نادیده گرفته میشه! یا اهمال کارخانده سازنده قطعات! یا حتی سهل انگاری سرهنگ مسئول صدور گواهی نامه یا فرد آموزش دهنده .... یا مثلا در اتفاقاتی که تو رابطه پزشک و بیمار اتفاق می افته و گاهی منجر به مرگ یا ضایعه ای برای بیمار میشه! پزشک دم دست ترین فرد برای انداختن تقصیرات به گردن شه! دقیقا مثل تصادف ... ولی اشکال میتونه از اون استادی باشه که اون مبحث رو درست تفهیم نکرده یا اصلا سر کلاس نیومده! یا اشکال از نحوه آموزش و روتیشن های بیمارستانی مرسوم باشه که دست دانشگاهها است یا در سطح بالاتر نحوه ارزشیابی برای صدور مدرک که در واقع سیاست کلان و در سطح وزراتخونه است ... به نظر شما تو این اتفاقات آخرین حلقه زنجیر بیشترین تقصیر رو داره؟! من شخصا معتقدم اگر قرار بر اجرای عدالت باشه حلقه های قبلی اگه بیشتر مقصر نباشن کمتر نیستن ...

۲- چند وقته میخوام راجع به اقدامات مثبت شهرداری تهران بنویسم. واقعا مدتیه که ارائه خدمات شهری هم سرعت بیشتری گرفته هم کیفیت بهتری پیدا کرده! مثلا اخیرا در محله های منطقه کا طرح اصلاح شماره خیابونها و پلاکها داره انجام میشه . واقعا کار خوبیه ! قبلا میدیدی چند تا خیابون با شماره های مشابه که واقعا اگه نابلد بودی پیدا کردن آدرس کار حضرت فیل بود یا پلاکها ! الان جوری شده که از ابتدای خیابون با پلاک ۱ شروع میشه و تکلیفت رو میدونی و مثلا یه دفعه از ۲۳۴۵ شماره پلاک شروع نشده که گوگیجه بگیری وسط خیابون که بری بالا یا پایین! البته یه اشکالی در اجرا بود که ما شب خوابیدیم صبح بلند شدیم دیدیم پلاک عوض شده بدون اینکه یه زنگ بزنن بگن دارن پلاک عوض میکنن! خودشون کندن و جدیده رو چسبوندن و رفتن!:) و البته اجرایی شدن ساختن سینما آزادی که اگه واقعا پونصد و خورده ای روز دیگه آماده باشه کار واقعا بزرگی -البته در سطح مدیریتی مملکت ما- بوده! خلاصه من معتقدم تو کارهای خدماتی اگه خدماتی انجام شه فارغ از اینکه نیت مسئول مربوطه چی بوده قابل ستایش و تقدیره!

۳- راستی در مورد شهرت و فواید و مضراتش داشتم بازم فکر میکردم به ذهنم رسید نه تنها قسمتهای مثبت اش در این دنیا زیاده ادامه اش به اون دنیا هم میرسه! یعنی اگه قائل به این باشیم که زیارت اهل قبور و فاتحه خوندن واسه مردگان واقعا به حال اهالی اون دنیا تاثیر داشته باشه اون وقت هنرمندان و خلاصه سلبریتیها وضعشون خیلی بهتر از بقیه است! کافیه یه جمعه بری قطعه هنرمندا میبینی که کرور کرور آدم سر قبر فردین و علی حاتمی و ... دارن فاتحه میخونن فارغ از اینکه اینا به غیر از هنرشون آدمهای خوبی بودن یا بدی بودن ولی از اون ور کلی آدم با خصوصیات خوب هم ممکنه بوده باشن که چون شهرت نداشتن یه گوشه ای واسه خودشون هستن و کسی سال به سال هم یادشون نمیکنه! ... خلاصه یه جورایی باید بریم دنبال شهرت هر جوری شده !

۴- نرگس هم که هرچی جلوتر میره افتضاح تر میشه و گافهاش گنده تر و احمقانه تر! میخواستم اون مطلب کاملتر نقد شخصیت پردازی و اشکالات فیلنامه رو بنویسم ولی گفتم بذارم تموم شه چون با این حجم اشتباهاتی که هر شب داره بروز میکنه قطعا در این زمان نصف مطالب نگفته میمونه! ولی در بزرگترین شاهکارهای جدید یکی در مورد نوزاد دو روزه بود که ماشالله اگه ماکروزوم بودنش رو بذاریم کنار من در کف این گردن گرفتن و صاف واستادنش بودم! لااقل اون چیزی که من دیدم ۱۲ ماه رو شیرین داشت! مادر بچه به دنیا اورده و از بیهوشی در اومده با اون حجم خونریزی هم خیلی جالبه که هنوز یه روز از عمل نگذشته بتونه از تحت بیاد پایین و با بند و بساط سر بذراه به بیابون!!!  بعد هم که شاهکار قضیه که نویسنده هنوز فرق روانشناس و روانپزشک رو نمیدونست! من اصولا نمیدونم چه جوری دکتر روانشناس اونجوری که داود اسدی خودش رو معرفی کرد میتونه با رزیدنت زنان در دوران دانشجویی آشنا شه!!! بعد هم بره طرح !! جل الخالق! و از همه خنده دارتر اینه که تا یه اتفاق بدی می افته طرف تب میکنه! من تا حالا نمیدونستم تب کردن با رخداد اتفاقات ناگوار رابطه مستقیم داره! ... اینم از شاهکارهای قسمت ماقبل آخر!!!

۵- بعضی وقتها یه چیزی میبینم که فکر میکنم جزو عجایب بشه طبقه بندی کردشون! یه جورایی که اول شک میکنم نکنه من دارم اشتباه میشنوم یا میبینم!! در حین کانال عوض کردن به برنامه مزخر صندلی داغ با اون خنده های کریه احمد نجفی رسیدم ولی از اونجایی که داشت با دکتر لنکرانی وزیر بهداشت مصاحبه میکرد گفتم قدری تامل باید کرد !! بعد در یه قسمت اش میرن بازدید سرزده از طبقه ۶ وزارتخونه! خلاصه اونجا یه بابایی شاکی بود که نمره اش دو نمره کم اومده و من دقیق نفهمیدم منظورش چی بود و خلاصه اینکه اعتراض داشت! بعد وزیر پرسید که داخلی رو از رو چی خوندی!؟ اون بابا هم گفت از رو رفرنس هاریسون و سسیل. بعد وزیر گفت رفرنس که سسیل بوده ! یارو دوباره گفت یه سری مباحث از سسیل بود ولی هاریسون بیشتر بود! باز ویر گفت نه اصلکاری سسیل بود و هاریسون که یه سری مباحث محدود بوده!!!! من واقعا چهارشاخ مونده بودم که مگه میشه وزیر یعنی بالاترین مقام اجرایی در زمینه بهداشت و پزشکی ندونه که رفرنس سال قبل هاریسون بوده و تازه دوباره امسال عوض شده و سسیل شده!!!! البته این قدر از این داستانهای مشابه دیدیم که تازگی نداره! ولی بعضی چیزا تو بعضی جاها دیگه غیرقابل باوره!

+ نوشته شده توسط در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 15:33 |