سر و روی اینجا پر از غبار شده. ولی خوب هنوز هم می‌شه در را باز کرد و دستمال کشید به نشانه‌ی زندگی. دلم برای اینجا تنگ شده بود. خیلی. این دو خط را بگذارید به حساب دلتنگی فعلا. بعد از گودر خدا بیامرز حوصله‌ی نداشته‌ی من هم اوضاعش بدتر شد. به قول همان جمله کذایی: "مرحوم چشم و چراغ ما بود" واقعن. هرچقدر هم دستمالی شده باشد این جمله اما مرحوم اون حالت را داشت دیگه. چه می‌شه کرد؟